الشيخ رسول جعفريان
737
رسائل حجابيه (فارسى)
بدانند كه هر عضوى از عضو بدنشان براى جمعى نمايان شود ، عذاب شديد الهى و سخط الهى را دربردارد . و مستثنا نمىشود از آنها ، از اين حكم ، مگر وجه ، كفين و قدمين . به ادلّهء اربعه ، بلكه به ضرورت دين . نكتهء قابل توجّه مجتهدين معاصر براى بشر هيچ مصلحتى نيست كه در شريعت اسلام نباشد و هيچ مفسدهاى وجود ندارد كه شريعت اسلام آن را دفع نكرده باشد ؛ و هر بركت و خيرى در اجراى تعاليم اسلامى هست ، بعض قدماى از مجتهدين تغييراتى در بعضى احكام دادهاند و موجب شده كه بسيارى از مصالح از دست مسلمانان برود و برخى از مفاسد جانشين آن بشود ، و اسلام آنطورى كه حق آن است ، منتشر نشود ؛ و شايد ابو حنيفه و عطا ، استاد او و پيروان او ، اوّل مجتهدين بودند كه در اين اشتباه افتادند و به واسطهء عمل به قياس و استحسان ، شريعت اسلام را از حقيقت خود خارج و بشر را از مصالح آن محروم نمودند ؛ در صورتى كه بر هر مسلمان واجب است كه بر قرآن كريم و سنّت شريفه پيروى كند ، و از خود چيزى نگويد و الّا شريعت شخصى مىشود ، نه اسلامى . در عصر حاضر ، مجتهدين معاصر روشى اتّخاذ كردند كه با احتياجات اين عصر و روح شريعت اسلام توافق ندارد ، و زيان بسيار شديدى از آن رسيده . اين روش غير مطبوع عبارت از آن است كه بعد از وضوح دليل ، جرأت ندارند برطبق آن فتوا بدهند ؛ حتى الامكان از صراحت فتوا طفره مىروند و چون دليل به دادن فتوا مجبورشان مىكند ، بعد از فتوا احتياط مىكنند كه آن را احتياط مستحب مىگويند يا اينكه فتوا را ذكر نمىكنند و احتياط واجب به جاى فتوا در رسالههاى عملى مىنويسند . نظاير اين بسيار است . هميشه با اساتيد - قدّس الله سرّهم - در اين خصوص مباحثه داشتيم و مدلّل مىكرديم براى آنها كه به اين احتياط نتيجهاى كه از اجتهاد بايد گرفته شود ، حاصل نخواهد شد . چون فتح باب اجتهاد ، يكى از موجبات تحكيم و تثبيت شريعت اسلامى تا روز قيامت مىباشد ؛ و با اين احتياطات ، مخصوصا احتياطات واجبه ، فايدهاى از اين فتح باب اجتهاد حاصل نمىشود ؛ مثلا ادلّهء قطعيه بر عدم تنجيس متنجس جاف بعد از ذهاب عين نجاست قائم است و همچنين [ ادلّه ] بر عدم نجاست ماء قليل به متنجّس براى اساتيد ما بود ؛ امّا جرأت نداشتند كه برطبق آن فتوا بدهند ؛ در صورتى كه خوددارى از اين فتوا ، موجب تضييع بسيارى از احكام شرعيه در اين عصر مىشود . و همچنين طهارت الكل صنعتى ؛ و لااقل عدم تنجيس آن به نظر بعضى از اساتيد ما دليلا محرز بود ؛ امّا جرأت فتواى آن نداشت با شدّت احتياج در اين عصر و كثرت ابتلاى به آن و هكذا .